امتحانات حضوری ملی مهارت؛ اصرار بر حضور در روزهای بحران انرژی و حساس
نوشته شده توسط : سجاد بقایی
۱۰ خرداد ۱۴۰۵
۱۰:۰۰
معاونت آموزشی دانشگاه ملی مهارت به تازگی با صدور بخشنامهای، تقویم اجرایی پایان نیمسال دوم سال تحصیلی ۴۰۴-۴۰۵ را ابلاغ کرد. بر اساس این دستورالعمل، در حالی که آزمون دروس نظری به صورت مجازی برگزار میشود، تمامی دروس عملی و کارگاهی باید در قالب کلاسهای فشرده و به صورت کاملاً حضوری برگزار و ارزشیابی شوند. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که دانشجویان، ترمی بهشدت پرالتهاب را زیر سایه سنگین جنگ و شرایط خاص امنیتی، هشدارهای جدیِ بحران انرژی و اینترنتِ بهشدت محدود سپری کردهاند. اصرار بر کشاندن هزاران دانشجو به کارگاهها و خوابگاهها در چنین شرایط شکنندهای، نشان میدهد فاصلهی معناداری بین صدور بخشنامههای اداری و درک واقعیتهای ملتهب کف جامعه وجود دارد. پارادوکسی که اکنون موجی از دغدغهها و انتقادات را در میان جامعه دانشجویی به راه انداخته است.
فکتهای بخشنامه شماره ۴۰۵۹؛ تقویم پایان ترم چیست؟
طبق مستندات منتشر شده از سوی اداره کل آموزش دانشگاه ملی مهارت، فرآیند پایان ترم به دو بخش کاملاً مجزا تقسیم شده است:
آموزش مجازی و دروس تئوری: کلاسهای مجازی در تاریخ ۲ تیرماه ۱۴۰۵ به پایان میرسند و بازه برگزاری آزمونهای مجازی برای دروس نظری (و بخش نظری دروس نظری-عملی) از ۶ تا ۱۸ تیرماه تعیین شده است.
کلاسهای فشرده و امتحانات حضوری: چالش اصلی از ۲۰ تیرماه آغاز میشود. طبق این بخشنامه، دانشجویان موظف هستند تا ۸ مردادماه ۱۴۰۵ در کلاسهای فشرده دروس عملی به صورت حضوری شرکت کنند و آزمون این دروس نیز الزاماً حضوری خواهد بود.
اگرچه در تبصرهها به مدیریت استانها اختیاراتی برای نحوه هماهنگی داده شده، اما استخوانبندی این دستورالعمل، «الزام به حضور فیزیکی» در یکی از بحرانیترین مقاطع سال است.
اما چرا اجرای همین چند خط بخشنامه، در وضعیت فعلی کشور بیشتر شبیه به یک قمار پرهزینه و خطرناک است؟ پاسخ را باید در مثلثِ بحرانهای ماههای اخیر جستجو کرد: «آموزشِ مجازیِ فلجشده در بستر سمیاد»، «بحران ملی انرژی در اوج گرمای تابستان» و از همه مهمتر، «سایه سنگین تنشها و فشار روانی بر دانشجویان غیربومی».
فروپاشی زیرساخت آموزش؛ وقتی «سمیاد» زیر بار اختلالات کمر خم کرد
پیش از آنکه بپرسیم چرا کلاسهای عملی باید در چله تابستان حضوری شود، باید یک سوال سادهتر بپرسیم: آیا دانشجویان در این ترم اصلاً چیزی یاد گرفتهاند که حالا بخواهند آن را در کارگاه پیاده کنند؟
نیمسال تحصیلی جاری از همان بهمنماه با سایه سنگین شرایط خاص امنیتی و مجازی شدن کلاسها آغاز شد، اما طوفان اصلی زمانی به وقوع پیوست که کشور درگیر تنشهای بیسابقه منطقهای شد. محدودیتهای کمرشکن ۸۸ روزه اینترنت، افت شدید پهنای باند و مسدود شدن دسترسیها، عملاً فرآیند یادگیری را در سراسر کشور فلج کرد. در روزهایی که حتی جستجوی ساده در گوگل بهسختی انجام میشد و پیامرسانهای داخلی به دلیل محدودیت حجم آپلود از انتقال یک فایل ویدیویی ساده عاجز بودند، تمام بار آموزش روی دوش سامانه «سمیاد» افتاد؛ سامانهای بر بستر Adobe Connect که خود زیر بار ترافیک با باگها و قطعیهای کلافهکننده دستبهگریبان بود.
نکته جالب اینجاست سامانه سمیاد به دلیل نداشت حداقل ترین زیرساخت ذخیره سازی ، با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد فایل های ویدئویی که اساتید آپلود کرده اند حذف خواهد شد !
این بحران برای دانشجویان رشتههای عملی و مهارتمحور مانند نرمافزار، گرافیک و معماری به یک فاجعه تمامعیار تبدیل شد. استادی که به دلیل وضعیت اسفناک اینترنتِ دو طرف (هم دانشجو و هم استاد)، حتی قادر به اشتراکگذاری بدون تأخیر مانیتور خود نبود، چگونه میتوانست کار با نرمافزارهای تخصصی را آموزش دهد؟ قطع دسترسی به منابع آموزشی بینالمللی مانند یوتیوب و ناکافی بودن منابع داخلی نیز ضربه نهایی را به کیفیت یادگیری وارد کرد. حالا سؤال اساسی اینجاست: وقتی فونداسیون آموزشِ یک درس عملی در طول ترم به دلیل نبود زیرساخت حداقلی شکل نگرفته است، آیا برگزاری چند روز کلاس «فشرده» میتواند معجزه کند و خلأ یک ترمِ از دست رفته را بپوشاند؟
اما ناکارآمدی زیرساختهای آموزشی، تنها لایه رویی این بخشنامه است؛ رویارویی این دستورالعمل با بحرانهای کلان کشور، پارادوکسهای نگرانکنندهتری را به تصویر میکشد.
روشن کردن کارگاهها در روزهایی که تلویزیون میگوید «برق نیست»
از کیفیت اسفناک آموزش در طول ترم که بگذریم، زمانبندی این بخشنامه تضاد عجیبی با واقعیت امروز کشور دارد. روزی نیست که تلویزیون را روشن کنیم و هشداری درباره کمبود برق نشنویم. مقامات دولتی صراحتاً میگویند تابستان امسال قطعی برق بسیار بیشتری داریم و مدام از مردم التماس میکنند که مصرف انرژی را کم کنند. سهمیههای بنزین هم کاهش یافته و تأمین انرژی به یک دغدغه ملی تبدیل شده است.
در چنین شرایطی که کشور درگیر جبران آسیبهای زیرساختی است، باز کردن خوابگاهها، سلفسرویسها و روشن کردن تجهیزات پرمصرفِ کارگاههای ملی مهارت در سراسر کشور، در اوج گرمای تیر و مرداد چه منطقی دارد؟
در حالی که همه نهادها موظف به کاهش مصرف انرژی برای کمک به کشور هستند، اصرار یک دانشگاه بر کشاندن هزاران دانشجو به کلاسهای حضوری، شنا کردن خلاف جهت آب است. نمیشود در اخبار از مردم خواست لامپ اضافی را خاموش کنند، اما از آنطرف صدها کلاس و کارگاه را برای یک دوره فشرده چند روزه روشن نگه داشت.
اما ماجرا فقط به هدررفت انرژی یا کیفیت پایین آموزش ختم نمیشود. این تصمیم یک روی تاریکتر و دردناکتر هم دارد که مستقیماً جیب و روان دانشجو و خانوادهاش را نشانه گرفته است؛ بهویژه آن دسته از دانشجویانی که حالا باید در این شرایط ناپایدار، صدها کیلومتر را برای رسیدن به دانشکده طی کنند.
هزینه پنهان یک بخشنامه؛ تورم، دلهرههای جادهای و تله غیربومیها
شاید بتوان با اغماض از کیفیت پایین سمیاد یا حتی روشن ماندن تجهیزات کارگاهها در روزهای بحران برق گذشت، اما روی تاریکتر و دردناکتر این بخشنامه، دست بردن ناخواسته در جیب دانشجو و بازی با امنیت روانی خانوادههاست. برای دانشجوی بومی، این تصمیم شاید فقط یک رفتوآمد درونشهری باشد، اما برای دانشجوی غیربومی، حضور فشرده در چله تابستان به معنای طی کردن دهها یا صدها کیلومتر مسافت است.
تصور کنید در روزهایی که تورم در همهچیز، از کرایه راه تا سادهترین وعدههای غذایی خودنمایی میکند، دانشجویی که شاید حتی موفق به دریافت خوابگاه نشود، باید هزینههای سرسامآور یک اسکان موقت و خوراک روزانه را به خانوادهاش تحمیل کند. تحمیل این فشار خردکننده اقتصادی برای گذراندن چند واحد عملی که پایههای تئوری آن در طول ترم بهدرستی آموزش داده نشده، هیچ توجیه منطقی و آموزشی ندارد.
در این شرایط ، عده ای از دانشجو ها خوابگاه دولتی ندارند یا خوابگاهی به آنها تعلق نمی گیرد یا اصلا خوابگاهی در کار نیست ، آنها باید برای چند روز ماندن چقدر باید هزینه بکنند ؟! ، نکند برای اینجور دانشجویان وام در نظر گرفته اید!؟ وام دانشجویی که در شرایط عادی کشور به تنفس مصنوعی نیاز داشت و از پس یک پرداخت یک وام اندک هم بر نمی آمدید!
جدا از هزینه ها و رفت آمد ؛ ماجرا زمانی نگرانکنندهتر میشود که این سفر اجباری را در قاب شرایط فعلی منطقه ببینیم. ما در یک وضعیت «آتشبس نانوشته» و شکننده قرار داریم؛ روزهایی که اخبار مذاکرات و تهدیدات متقابل به صورت لحظهای تغییر میکند و شرایط عادی نیست. فرستادن یک دانشجو به شهری دیگر در این فضای پرالتهاب، استرس مضاعفی را به او و خانوادهاش وارد میکند ؟
اگر در میانه این کلاسهای فشرده، شرایط ناگهان تغییر کند، جادهها بسته شوند یا اتفاق پیشبینینشدهای رخ دهد، آیا دانشگاه ملی مهارت زیرساخت و توانایی لازم برای مدیریت بحران، تأمین امنیت و اسکان این حجم از دانشجویان سرگردان را دارد؟ ژنراتور دارید ؟ مدیریت دارید ؟ آیا میتوانید پاسخ دلهره پدر و مادری را بدهید که دختر یا پسرش چند صد کیلومتر با آنها فاصل دارد ؟ چه جوابی دارید آقای مسئول محترم!
وقتی پاسخ به این سوالات مبهم است، اصرار بر کشاندن دانشجو به دانشگاه بیشتر شبیه به یک تصمیمگیری پشت درهای بسته است؛ تصمیمی که در آن نه دغدغه اقتصادی دانشجو دیده شده و نه دلهرههای خانوادهاش ، نه شرایط حساس کشور ، نه منطق و …
جزیرهای به نام ملی مهارت؛ وقتی بقیه دانشگاهها صدای جامعه را شنیدند
این پافشاری بر اجرای یک فرآیندِ اداری، زمانی عجیبتر جلوه میکند که میبینیم سایر ساختارهای بزرگ آموزشی کشور، با درک درست از همین شرایط، مسیر کاملاً متفاوتی را برای پایان ترم دانشجویان خود انتخاب کردهاند.
نگاهی به تصمیمات اخیر دانشگاههای پرجمعیتی نظیر دانشگاه آزاد اسلامی و پیامنور نشان میدهد که مدیران این مجموعهها، با درک شرایط ملتهب ماههای اخیر، قطعیهای مکرر اینترنت و هشدارهای ملی درباره بحران انرژی، انعطافپذیری را جایگزین اجرای خشک تقویمهای آموزشی کردهاند. برگزاری مجازی امتحانات در این دانشگاهها، پیام روشنی داشت: در روزهای بحرانی، حفظ امنیت روانی و فیزیکی دانشجو و کاهش بار مالی خانوادهها، بر هر بخشنامهای ارجحیت دارد.
اما در دانشگاه ملی مهارت، گویی تقویم آموزشی در یک جزیره خودمختار و ایزوله از واقعیتهای کشور نوشته شده است. در حالی که منطق حکم میکرد برای ترمی که پایههای تئوری آن در بستر ناکارآمد سامانه سمیاد و اینترنتِ مختلشده ویران شده است، حداقل در بخش عملی نیز مدارا صورت گیرد، شاهد تصمیمی کاملاً معکوس هستیم.
دانشکده هایی که بعضی آنها نه امکانات رفاهی حداقلی دارند و نه امکانات و تجهیزات درسی ! ، دانشکده هایی که ریاست آنها از یک دانشگاه ساده در تورقوز آباد هم اختیار های کمتری دارند زیرا اختیاری به آنها نمیدهد که البته با همین شرایط هم یکسری کار میتوانند بکنند!
نتیجهی این رویکرد، چیزی جز تحمیل هزینههای گزاف اسکان و رفتوآمد به خانوادهها، هدررفت انرژیِ حیاتی در روزهای بحرانی تابستان و تزریق استرس به جامعه دانشجویی نیست. آن هم برای گذراندن چند واحد عملیِ فشرده که خروجی مهارتیِ آن در این زمان کوتاه، بسیار جای تردید دارد.
مسئله آن نیست که اگر فردی این شرایط و اعتراض را دید گفت اینها به دنبال نمره مفت هستند ! مسئله این هست که اگر کسی این مطلب را میخواند یا این شرایط میبیند ، اگر وجدان آن بیدار باشد و فکری بکند و چه بسا پدر یا مادری باشد ، این حرف مارا درک می کند ، نمره اهمیتی ندارد ، هیچ وقت نمره اهمیت خاصی نداشته است زیرا ما در شرایطی زندگی می کنیم که نمیدانیم آینده حداقل ترین نیاز و ضروریات ما چه سر انجامی دارد!!
در نهایت، باید از تدوینکنندگان این بخشنامه پرسید: آیا دستاوردِ مهارتیِ این چند روز کلاس فشرده، حقیقتاً آنقدر ارزشمند است که بهای آن با دلهرههای جادهای، جیب خالی دانشجویان و بیتوجهی به بحران انرژیِ کشور پرداخت شود؟ آیا کمی فکر کرده اید ! یا به قول وزیر ارتباطات جزو عاقله کشور هستید؟ شاید وقت آن رسیده باشد که بخشنامههای آموزشی، پیش از ابلاغ، یک بار با واقعیتهای کف جامعه و دغدغههای واقعی دانشجویان سنجیده شوند و پاسخگو بخشنامه های بی حساب کتاب خود شوند ، زندگی دانشجویان و والدین آنها سیرک نیست آقای مسئول محترم
در ایرانو کالج ثبتنام کنید
جهت بهرهمندی و دسترسی به امکانات ویژه و بخشهای مختلف در دیجیاتو عضو ویژه ایرانو کالج شوید.
الان کرایه رفتن من تا شهر محلدانشچام میگه ۵ میلیون تا تیر طرف میگفت تا ۱۵ میلیون هم میشه ما دانشجو های بدبخت چه گناهی کردیم